![]() |
![]() |
|
| دوستان عزیز، نظر خود را در مورد متن لطف بفرمائید |
|
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد هم رونق زمان شما نيز بگذرد وين بوم محنت از پي آن تا كند خراب بر دولت آشيان شما نيز بگذرد باد خزان نكبت ايام ناگهان بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد آب اجل كه هست گلوگير خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نكرد بيداد ظالمان شما نيز بگذرد
در مملكت چو غرش شيران گذشت و رفت اين عو عوی سگان شما نيز بگذرد بادي كه در زمانه بسي شمع ها بكشت هم بر چراغ خان شما نيز بگذرد زين كاروانسراي بسي كاروان گذشت ناچار كاروان شما نيز بگذرد اي مفتخر به طالع مسعود خویشتن تأثير اختران شما نيز بگذرد اين نوبت از كَسان به شما ناكَسان رسيد نوبت ز ناكَسان شما نيز بگذرد بر تير جورتان ز تحمّل سپر كنيم تا سختي كمان شما نيز بگذرد آبيست ايستاده درين خانه مال و جاه اين آب ناروان شما نيز بگذرد اي نور مه سپرده به چوپان گرگ طبع اين گرگی ِ شبان شما نيز بگذرد پيل فنا كه شاه بقا، مات حكم اوست هم بر پيادهگان شما نيز بگذرد
This too shall pass The quote, in itself, is simple. The true wisdom to be found in its meaning is revealed in the story from which the quote originates. At that moment Solomon realized that all his wisdom and fabulous wealth and tremendous power were but fleeting things, for one day he would be nothing but dust.
این نیز بگذرد
عبارت "این نیز بگذرد" بخودی خود عبارتی ساده است ولی محتوای آن به وسعت اقیانوس هاست. ٬ همانطور که در حکایت ذیل روشن میگردد نقل است که حضرت سلیمان به افسردگی خاطر دچار شد بطوریکه "وقتی خوشحال بود، میترسید خوشحالی پایدار نماند و وقتی غمگین میشد٬ نگران بود که حالتی دائمی باشد."
پس از مدتّی٬ یکی از مشاوران انگشتری را در مغازهء جواهر فروش پیری یافت که جمله’ سادهء زیر روی آن حکّ شده بود: "این نیز بگذرد" انگشتر را خدمت حضرت سلیمان برد. وقتی سلیمان به جملهء روی انگشتر نظر میکرد ، غم او تبدیل به شادی میشد و بر عکس ... تا بتدریج احوالش متعادل میگردید. دقّت کنید، که حضرت چه در موقع خوشی و یا در وقت ناخوشی دچار افسردگی بود و نتیجتآ راه پیشرفت را بر خود بسته میدید. جملهء روی انگشتر باعث رفع تاثّر خاطر او شد ... چرا ؟ چون سبب شد که وی همواره به آینده امیدوار باشد و همین ٬ آرامش خاطر را به او باز گردانید. آنچه که او قبلآ وسیلهء آرامش روح میدید ٬ به او فقط آرامش موّقت میداد. امّا بمحض اینکه عبارت روی انگشتر را دید تشخیص داد که ثروت و قدرت و ... که قبلآ برایش مهّم بودند ٬ همه فانی و فاقد ارزش واقعی هستند ... چون روزی محو میشوند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 تیر1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط " مدیر وبلاگ " ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
همّت ز پی علم وهنر کن مصروف تاآنکه شوی بفضل ودانش معروف و آنگاه عمل به علم کن تا گردی از زمرهء اهل دانش و اهل وقوف ![]() ![]() ![]() |
| پیوندها |
|
چهره های ماندگار شعر و خوشنويسي - مشاعره شعر و خوشنويسي - مشاعره 2 شعر و خوشنويسي - مشاعره 3 گنجور شعر کهن آوای آزاد - - شعرای معاصر مثنوی معنوی دیوان حافظ |
|
|