دوستان عزیز،  لطفآ نظر خود را در مورد متن مرقوم بفرمائید.

  

 

عید است و آخر گل و یاران در انتظار

ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار

دل برگرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه دار

دل در جهان مبند و به مستی سؤال کن

از فیض جام و قصهء جمشید کامگار

جز نقد جان بدست ندارم شراب کو

کان نیز بر کرشمهء ساقی کنم نثار

خوش دولتی ست خرم و خوش خسروی کریم

یا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار

می خور به شعر بنده که زیبی دگر دهد

جام مرصع تو بدین در شاهوار

گر فوت شد سحور چه نقصان - صبوح هست

از می کنند روزه گشا طالبان یار

زآنجا که پرده پوشی عفو کریم توست

بر قلب ما ببخش که نقدیست کم عیار

ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود

تسبیح شیخ و خرقهء رند شرابخوار

حافظ چو رفت روزه و گل نیز میرود

ناچار باده نوش که از دست رفت کار 

 

 

ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود

تسبیح شیخ و خرقه رند شراب خوار


به نظر میرسد در این بیت حافظ مانند ابیات فراوان دیگری که در دیوان او وجود دارند، خواسته زهد و عبادت ریایی و دزدیدن بیت المال را محکوم کند و در حقیقت میخواهد بگوید:

ميترسم كه روز قيامت تسبيح شيخ و خرقهء رند شرابخور در عرض يكديگر حركت كنند.

عنان بر عنان رفتن يعني برابر بودن ، معادل بودن ، پهلو به پهلو اسب راندن ،تسبيح به عنوان نماد زهد و پارسائي و خرقه رند شرابخور به عنوان سمبل فسق و گناه آمده است ،  ميگويد ميترسم در روز قيامت اين هر دو نماد يعني تسبيح شيخ و خرقهء رند شرابخور، يك ارزش و بها داشته باشند، و در نتيجه درباره شيخ و رند شرابخوار همسان قضاوت شود، هر دو بهشتي يا هر دو دوزخي باشند، يعني ميترسم معيارهاي ما براي گناه و ثواب در اين جهان چندان معتبر نبوده باشند.

بعبارتی دیگر:  اگر کسی که اهل عبادت و دین داری است، به تظاهر و ریاکاری و دین فروشی دچار شود از آن جهت که ریا شرک است و مشرک کارش هیچ ارزشی نخواهد داشت و در قیامت گرفتار عذاب الهی میشود، در روز حشر به لحاظ جایگاه با کسی که دین را قبول نداشته و اهل گناه بوده همسان باشد. این ظاهرا حرف درستی است و مشرک و بی دین هر دو گرفتار عذاب خواهند شد.

دین، انسان را به عبادت خالصانهء خداوند فرا میخواند و انبیا خواسته اند که بشر را از شرک و ریا برهانند، زیرا چنین عبادتی برای انسان سازنده است و او را به خداوند نزدیک میکند و عدالت خداوند نیز بدین معنا است که هر کسی را به جای خود بنشاند و به هر انسانی پاداش و جزا آنگونه که شایسته است، بدهد. 

 

سعدی فرمود: 

دزدی به خانه پارسایی در آمد چندانکه جست چیزی نیافت دل تنگ شد پارسا خبر شد گلیمی که بر آن خفته بود در راه دزد انداخت تا محروم نشود.

 

شنیدم که مردان راه خدای

دل دشمنان را نکردند تنگ

ترا کی میسر شود این مقام

که با دوستانت خلافست و جنگ

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۶/۰۵ساعت   توسط " مدیر وبلاگ " ... | 
 
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
Posts Title List - تیتر مطالب
درباره وبلاگ
همّت ز پی علم وهنر کن مصروف
تاآنکه شوی بفضل ودانش معروف

و آنگاه عمل به علم کن تا گردی
از زمرهء اهل دانش و اهل وقوف                  

پیوند ها
چهرهای ماندگار
گلچین اشعار ایرج میرزا
شعر نو
اطلاعات
شعر و خوشنويسي - 1
شعر و خوشنويسي -2
شعر و خوشنويسي - 3
شعر کهن
گنجور
مثنوی معنوی
دیوان حافظ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

Tehran