دوستان عزیز،  لطفآ نظر خود را در مورد متن مرقوم بفرمائید.


 قاعدهء طلایی 
قاعدهء طلایی یا قاعده زرین یک اصل اخلاقی است که دو مطلب را بیان می‌کند:  شخص باید به گونه‌ای با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او آن‌گونه رفتار کنند (شکل مثبتِ قاعده) شخص نباید به گونه‌ای با دیگران رفتار کند که دوست ندارد آن‌گونه با او رفتار شود .
این قاعده از دیرباز در فرهنگ‌های مختلف جهان به شکل‌های مختلف بیان شده، و در تمامی ادیان مورد تأیید است؛ و این نشان‌ دهنده آن است که گویا این قاعده به‌طور فطری و ذاتی درطبیعت انسان و نظام درونی تصمیم‌ گیرنده اخلاقی بشر وجود دارد. البته نام‌گرفتن آن به «قاعده طلایی» امری متأخر است، و این اصطلاح در قرن ۱۷ یا ۱۸ در اروپا و در زبان انگلیسی ابداع شده‌ است، و به تدریج - پس از جنگ جهانی اول - به بقیه زبان‌ها راه یافته‌است.

چیستی قاعده طلایی

قاعده طلایی، قاعدهٔ «مقابله به مثل» یا «معامله به مثل» نیست؛ چه این عملِ متقابل از نوع کیفرهای مشروع قانونی باشد، چه از نوع ناصحیح و انتقام‌گیرنده (تلافی‌گرانه و کینه‌جویانه).  این قاعده نمی‌گوید «با دیگران آن‌گونه که [آنها با تو] رفتار می‌کنند/کرده‌اند، رفتار کن.» بلکه بیان می‌دارد «با دیگران آن‌گونه که دوست داری (و انتظار داری) آن‌ها با تو رفتار کنند، رفتار کن».قاعده طلایی، قاعدهٔ «سرمایه‌گذاری شخصی» و «مصلحت‌اندیشی فردی» و «معاوضه تاجرانه» نیست. این قاعده نمی‌گوید «اگر می‌خواهی دیگران [در آینده] کاری را برایت انجام دهند، تو نیز مانند آن را برایشان انجام ده.» یعنی این قاعده به قصد دریافت پاداش و سزای متقابل نیست. قاعده طلایی اِخبار از واقع نمی‌کند که «کما تدین تدان: آن‌گونه که رفتار کنی، با تو رفتار خواهد شد». البته به کمک قاعده «کما تدین تدان» و قاعده طلایی می‌توان به عمل صحیح‌تری رسید، و آن قاعده احساس و اراده ما را بهتر می‌انگیزد (احتمال عدم سازگاری بین عقیده و رفتار را کاهش می‌دهد). قاعده طلایی، همان «اصل عدم تجاوز: اعمال تو نباید به دیگران آسیب برساند» نیست، حتی اگر کسی قائل باشد نتایج منطقی این‌ها یکسان است، و باعث عدم خشونت بی‌جا می‌شود.  قاعده طلایی مربوط به شرایط یکسان و موقعیت مشابه‌ است. شخص باید فرض کند که خصوصیات و ویژگی‌های شخص مقابل را دارد (خود را جای دیگران فرض کردن، فراتر از این است که فرض کنیم آن کار در قبال خودمان انجام گیرد). اگر شخص صرفاً خودش را به جای طرف مقابل فرض کند، باعث نتایج اشتباهی خواهد شد. برای مثال:

خطاب به یک پزشک: اگر نمی‌خواهی بیمار آپاندیس‌ات را برندارد، آپاندیسش را بر ندار!

خطاب به یک بیمار: اگر می‌خواهی پزشک آپاندیس‌ات را بردارد، آپاندیسش را بردار!سؤال صحیح این است که: اگر در موقعیت پزشک بودم (و آپاندیس سالم داشتم) دلم می‌خواست چگونه با من رفتار شود؟

خطاب به والدین: اگر می‌خواهید بچه‌تان تنبیهتان نکند، او را تنبیه نکنید!

خطاب به یک بینا: از آن‌جا که نمی‌خواهی کسی (یا نابینایی) در رد شدن از خیابان تو را کمک کند، تو هم در رد شدن از خیابان به این نابینا کمک مکن!

خطاب به یک شنوا: من با پدرم (که گوشش سنگین است) بلند صحبت نمی‌کنم، چون دلم نمی‌خواهد که او با من این‌قدر بلند صحبت کند. روش صحیح مطرح کردن چنین سؤالاتی چنین است: من با پدرم (که گوشش سنگین است) بلند صحبت می‌کنم، اما دلم نمی‌خواهد که او با من بلند صحبت کند (چرا که وضع شنوایی من طبیعی است) سؤال صحیح این است که: اگر در وضع مشابهی با پدرم (کم‌شنوایی) بودم دلم می‌خواست چگونه با من رفتار شود؟

 

در قاعده طلایی باید خود را جای طرف مقابل بگذاریم، و «تلقی کنونی مان نسبت به مورد فرضی» را در نظر بگیریم.  برای مثال: پسر بچه ای را در نظر بگیرید که دائماً می‌خواهد انگشتش را درون پریز برق کند، و تنها راه مقابله با او تنبیه کردن [سطحی] اوست. شکل نادرست اِعمال قاعده: اگر به جای بچه بودم [با ذهنیت و آگاهی یک بچه دوساله] دلم می‌خواست مرا تنبیه کنند؟ (بچه دوست ندارد کتک بخورد!) شکل درست اعمال قاعده: آیا [با آگاهی الآنم] دلم می‌خواهد اگر جای بچه بودم مرا تنبیه کنند؟ (پسر بچه اگر از شرایط درست و واقعی آگاه شود، از تنبیه خود متشکر خواهد بود، هرچند در حال حاضر رضایت نداشته باشد).
پس: با کتک زدن بچه، قاعده طلایی را نقض نکرده‌ام، چرا که دوست دارم در موقعیت مشابه به همین صورت با من رفتار میشد. به همین شکل، ادب کردن کودک یا بزرگسالی که از مقررات مدرسه یا دانشگاه تخطی کرده‌ است، گرچه او دوست ندارد مجازات شود، مخالف قاعده نیست. در موارد مواجهه با کسی که چندان سر عقل نیست: شخصی که در بیهوشی یا اغماست، یا کسی که پیر و فرتوت است، یا کسی که مست یا دیوانه‌ است.  
شکل نادرست بیان قاعده: اگر من بی‌هوش/مست/دیوانه بودم در آن هنگام دلم می‌خواست چه کاری در قبال من انجام گیرد؟ شکل درست بیان قاعده: آیا من در حال حاضر دلم می‌خواهد اگر بی‌هوش/مست/دیوانه بودم در قبال من فلان رفتار انجام گیرد؟ در مورد اعمال قانون بر مجرم، باید مراقب بود شکل صحیح قاعده به کار رود: نادرست است که مجرم به قاضی بگوید: همچنان‌که تو دوست نداری به زندان بروی (کسی تو را به زندان بفرستد)، نباید کسی (من) را هم به زندان بفرستی! 
به بیان دیگر، قاعده طلایی بیان نمی‌کند که «با دیگران چنان رفتار کنید که "آنها دوست دارند شما با ایشان رفتار کنید (دوست دارند با ایشان رفتار شود)». این گفته را برخی قاعده پلاتین نام نهاده‌اند: یعنی نه فقط شرایط و ویژگی‌های طرف مقابل را در نظر بگیریم، بلکه علایق آن‌ها را هم در نظر بگیریم. بلکه قاعده طلایی بیان می‌دارد: با دیگران چنان رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود (که شما دوست دارید آن‌ها با شما رفتار کنند).  در قاعده طلایی باید شرایط و احساسات طرف مقابل را به درستی درک کنیم (عدم جهل و بی‌خبری). برای مثال، فرض کنید ما مالک یک معدن پر سود زغال سنگ هستیم، ولی به کارگرانمان روزانه یک دلار بیشتر حقوق نمی‌دهیم. شاید اگر از ما پرسیده شود «اگر به جای کارگران بودی دوست داشتی یک دلار در روز به تو داده شود؟» پاسخمان مثبت باشد، زیرا گمان کرده‌ایم کارگران با حقوق ناچیز می‌توانند زندگی کنند. اگر از حقیقت امر آگاه شویم و بدانیم که این حقوق برای یک زندگی آبرومندانه کفایت نمی‌کند، پاسخ مثبت نمی‌دهیم. قاعده طلایی زیرساخت «همه» وظایف و تکالیف اخلاقی نیست. این قاعده یک اصل اخلاقی است، نه یک نظام اخلاقی؛ راهنما ایست برای رفتار، ولی «جایگزین» ی برای قواعد و هنجارهای اخلاقی نیست.برای مثال، قاعده طلایی مستقیماً سخنی دربارهٔ سخن دربارهٔ تعهدات، وظایف و تکالیف شخص نسبت به خودش ندارد، و لزوماً باعث ایجاد شرافت و عزت نفس نمی‌شود، و حتی مثلاً لزوماً خودکشی را منع نمی‌نماید.

 

نتیجه قاعده طلایی
قاعده طلایی پادزهرِ خودخواهی و خودمحوری و تعصب و جانب‌داری بیجا است. این قاعده باعث ثبات و سازگاری رفتاری عاملِ آن است. در این قاعده شما بی‌طرفی و انصاف خود را مورد سنجش قرار می‌دهید. در واقع، اعمال این قاعده باعث ایجاد دید بی‌طرفانه و منصفانه و عقلانی است، همراه با رها نکردنِ همدردی و همفکری نسبت به طرف مقابل (احترام به افراد) است. البته این عقلانیت، نیازمند درجه‌ای از بلوغ اخلاقی (صدق و خلوصِ اخلاقی) از طرف عامل است.
این قاعده یک اصل اخلاقی مبتنی بر سازگاری است، و راهنمایی برای رفتار با دیگران با توجه ارزش‌ها و اصول اخلاقی خود. این قاعده تضمین می‌کند که - اگر طبق آن رفتار شود - با هیچ‌کس چنان‌که کاربر خودش رضایت ندارد با او رفتار شود، رفتار نخواهد شد.
قاعده طلایی معمولاً باعث می‌شود ما با شفقت، رحمت، سخاوت و خیرخواهی با دیگران رفتار کنیم، و از کارهای بدخواهانه، ظالمانه، فریب‌گرانه و خیانت‌آمیز بپرهیزیم.


 قاعده طلایی در دین اسلام
دین اسلام در آیات قرآن و روایات پیامبر و دیگر معصومین، به این قاعده توجه بسیاری نموده‌است.

 

قاعده طلایی در قرآن
کتاب نگاهی جامع به قاعده طلایی - با استناد به تفاسیر قرآن- معتقد است که ۵ آیهء زیر مبتنی بر قاعده طلایی هستند. آیه اول رعایت شکل مثبت قاعده طلایی را توصیه می‌کند، و آیات بعدی کسانی را که شکل منفی قاعده طلایی را رعایت نمی‌کنند تقبیح و مذمت می‌نماید.
۱- «عفو داشته باشید و گذشت نمایید: آیا دوست نمی‌دارید که مورد عفو خداوند متعال قرار گیرید؟  و خداوند آن عفوکنندهٔ رحمت‌گستر است.»
۲- «وای بر کم‌فروشان: آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را به‌طور کامل می‌گیرند. امّا هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند! آیا آن‌ها گمان نمی‌کنند که برانگیخته می‌شوند، در روزی بزرگ که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می‌ایستند؟ 
۳- «به یتیمان و مستمندان روزی دهید و با آنان به‌طور شایسته سخن بگویید! کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود به یادگار بگذارند از آینده آنان می‌ترسند، باید (از ستم دربارهٔ یتیمان مردم) بترسند!  بنابراین از خداوند پروا کنند و استوار سخن گویند. 
۴- «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از قسمت‌های پاکیزه اموالی که به دست آورده‌اید انفاق کنید؛ و برای انفاق، به سراغ قسمت‌های نامرغوب آن نروید، که اگر آن را به خودتان می‌دادند جز با چشم‌پوشی و بی‌میلی نمی‌پذیرفتید؛ و بدانید که خداوند بی‌نیاز و ستوده‌است.»
۵- «و برای خدا دخترانی می‌پندارند -منزّه‌است او - و برای خودشان آنچه را میل دارند [قرار می‌دهند]. و هر گاه به یکی از آن‌ها [تولّد] فرزند دختر را خبر دهند چهره‌اش [از شدّت خشم] سیاه می‌شود، و [به ناگزیر] خشم و اندوه خود را فرو می‌برد … و چیزی را که خود خوش نمی‌دارند برای خدا قرار می‌دهند، و زبانشان دروغ‌پردازی می‌کند که [سرانجام] نیکو از آنِ ایشان است.» برخی  آیه ۲۷۹ سوره بقره «نه به دیگران ستم می‌کنید، و نه به شما ستم می‌شود» را هم از مصادیق این قاعده دانسته‌اند.

 

قاعده طلایی در روایات اسلامی
قاعده طلایی در احادیث اسلامی به شکل‌های مختلفی بیان شده‌است. برای نمونه:شخصی از پیامبر اسلام پرسید: «ای فرستاده خدا! کاری به من یاد بده که میان آن کردار و بهشت فاصله‌ای نباشد.» پیامبر فرمود: «خشم مگیر و از مردم چیزی طلب مکن، و نیز برای مردم بپسند آنچه را برای خود می‌پسندی.» عرب بادیه نشینی نزد پیامبر آمد، رکاب شتر پیامبر را گرفت و گفت: ای رسول خدا، چیزی به من یاد بده که بوسیله آن وارد بهشت شوم! پیامبر فرمود: «آنچه را که دوست داری دیگر مردمان نسبت به تو روا دارند، تو نیز همان را نسبت به آنان روا دار؛ و آنچه را که ناپسند می‌داری دیگر مردمان نسبت به تو انجام دهند، تو نیز آن را در حقّ آنان انجام مده. حال، رکاب شتر را رها کن! [همین قاعده برای تو کافی است، برو و بر اساس آن عمل کن!] ».
پیامبر اسلام در نصیحتی به علی بن ابی طالب گفت: ای علی! هر چه برای خود نمی‌پسندی برای دیگری مپسند، و آنچه برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه؛ در این صورت در قضاوت خویش دادگر و در دادگریت یکسان‌نگر خواهی بود، و اهل آسمان تو را دوست خواهند داشت و در سینه اهل زمین به محبّت جای خواهی گرفت. این سفارش مرا - به خواست خدا - به خاطر سپار.  علی در سفارش به فرزندش گفت: ای پسرم! توصیه‌ام را دریاب، و نفْسِ خود را ترازو و مقیاس میان خود و دیگران قرار ده: پس آنچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که برای خود خوش نمی‌داری، برای دیگران هم خوش مدار؛ ستم روا مدار، آنگونه که دوست نداری به تو ستم شود؛ نیکی کن، آنگونه که دوست داری به تو نیکی کنند؛ و آنچه را که برای دیگران زشت می‌داری برای خود نیز زشت بشمار؛ و چیزی را برای مردم بپسند که برای خود می‌پسندی؛ چیزی را که نمی‌دانی مگو، بلکه همهٔ چیزهایی که می‌دانی را مگو: از مواردی که دوست نداری که در مورد تو گفته شود.  علی بن ابی طالب گفت: برای ادب کردن خود همین بس که آنچه را که از دیگری بد می‌داری، از آن اجتناب نمایی؛ برادر مؤمنت همان حقّ را بر تو دارد که تو بر او داری.

 

مثال‌هایی از قاعده
در بیان مثال‌ها و مصداق‌هایی از قاعده طلایی در روایات آمده‌است: جعفر بن محمد صادق فرمود: حق مسلمان بر برادر مسلمانش این است که خود سیر نباشد و برادرش گرسنه باشد، و خود سیراب نباشد و برادرش تشنه باشد، و هر گاه برادرش جامه ندارد، جامه (زیادی) نپوشد، وه چه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش! هر چه برای خود دوست می‌داری برای برادر مسلمانت هم دوست بدار، و آنچه برای خود بد می‌داری برای او نیز بد بدار؛ اگر نیازمند شدی از او [کمک] بخواه، و چون او از تو [چیزی] خواست به او بده؛ نسبت به هیچ کار خیری نباید از او ملول شوی و نه او از تو ملول شود (هیچ نیکی را از او دریغ مدار همچنان‌که او نیز از تو دریغ نمی‌دارد)؛ تو پشتیبان او باش و او پشتیبان تو باشد؛ اگر غایب شد (به سفر رفت) در غیابش حافظ [حرمت و آبرو و حقوق] او باش، و اگر حضور دارد (چون بازآمد) به دیدارش برو، و والایش شمار و گرامی‌اش دار، که او از تو است و تو از او هستی… علی بن الحسین سجّاد در بیان حقوق مسلمان گفت: مسلمانان را همچون خانواده خود بدان: سالخورده‌شان را مانند پدر خود در نظر بگیر، پیرزن‌شان را مثل مادرت، و همسنّ خویش را به منزلهٔ برادرت، و خردسالشان را همچون فرزندت! در این صورت به کدام یک از اینان (والدین، فرزند، برادر خود) دوست داری ستم کنی؟ و کدام یک را بدخواهی (دوست داری به زیانش ادعایی کنی یا نفرینش نمایی)؟  و کدام یک را دوست داری که اسرارش را فاش کنی و آبرویش را بریزی؟  جعفر بن محمد صادق در پاسخ کسی که دربارهٔ کسب و تجارت از ایشان سؤال کرده بود فرمود: برای مردم مپسند مگر آنچه برای خود می‌پسندی، و درست بده و درست بستان…  ابو بصیر می‌گوید به جعفر بن محمد صادق عرض کردم: اگر در راه زنی از کنار مردی بگذرد آیا جایز است به او نیک بنگرد؟ او فرمود: آیا کسی از شما دوست دارد مردی اجنبی به همسر او، یا زنی از بستگانش چنان نظر افکند؟ عرض کردم: نه. فرمود: برای مردم همان را بخواه که برای خود می‌خواهی و رضایت میدهی.   جعفر بن محمد صادق فرمود: تقوای الهی را رعایت کنید و عدالت را اجرا کنید، زیرا شما خودتان از کسانی که عدالت را اجرا نمی‌کنند عیبجویی می‌کنید. 

 

 

قاعده طلایی در دیگر ادیان
«قاعده طلایی» از عمومی‌ترین قواعد و اصول اخلاقی است، که تقریباً توسط همه ادیان به نحوی بیان شده‌است: در کتاب تلمود، که از متون مقدس یهودی است، آمده‌است که فردی بت‌پرست نزد عالمی یهودی آمده به او گفت: تا من روی یک پا ایستاده‌ام تمامی تورات را به من بیاموز! آن دانشمند چنین پاسخ داد: آنچه را خود از آن نفرت داری در حق همنوعت روا مدار . این همه تورات است، و بقیه توضیح و تفسیر آن است.  در اناجیل آمده‌است که عیسی مسیح فرمود: «با دیگران همان‌طور رفتار کنید که می‌خواهید آنان با شما رفتار کنند. این است [خلاصه] کتاب خداوند و نوشته‌ های انبیاء.» 
می‌توان گفت قاعده‌ای که عیسی مسیح بیان کرده، قاعده طلایی است؛ و آنچه در تلمود آمده، قاعده نقره‌ای.
در منابع اسلامی نیز این قاعده از قول پیامبران پیشین ذکر شده‌است:خداوند به آدم وحی کرد: همه سخنی که با تو دارم را در چهار کلمه برایت گرد آوردم:... چهارم: اینکه برای مردم آن را خوش داری که برای خود همان را خوش می‌داری؛ و برای مردم بد داری آنچه برای خود بد می‌داری.  لقمان حکیم به پسرش سفارش کرد:  فرزند عزیزم! تو را به شش خصلت وامی‌دارم، که هر کدام از آن‌ها تو را به خشنودی خداوند نزدیک و از خشم او دور می‌کند:... چهارم آن‌که برای مردم آنچه را برای خود دوست می‌داری، دوست بداری؛ و برای آنان آنچه را برای خود بد می‌داری، بد بداری.  در آنچه خداوند به عیسی مسیح پند داد آمده‌است: ای عیسی! آنچه دوست نداری با تو کنند، با دیگران مکن.  عیسی مسیح به یکی از یارانش گفت: آنچه نخواهی نسبت به تو کنند، نسبت به هیچ‌کس مکن. عیسی مسیح فرمود: من بیماران را به اذن خدا شفا دادم، افراد کور و پیس را به یاری خداوند سالم گردانیدم و مردگان را به اذن خدا زنده کردم، ولی نتوانستم احمق را معالجه کنم. گفتند: ای روح اللَّه! احمق کیست؟ فرمود: آن خودرأی و خودخواهی که همه برتری‌ها را به نفع خود میخواهد، نه به ضرر خودش؛ و همیشه حقّ را از آن خود می‌داند، نه علیه خود، این همان احمقی است که هیچ راهی برای مداوای او نیست. 

 

قاعده طلایی در شعرها و تمثیل‌ها
سعدی چنین سروده:


یاد دارم ز پیـر دانشـمـند                
تو هم از من بیاد دار این پند
هرچه بر نفس خویش نپسندی                 
نیز بر نفس دیگری مپسند


بشنو از من سخنی حق پدر فرزندی
گر به رای من و اندیشه من خرسندی
چیست دانی سرّ دینداری و دانشمندی؟
آن روا دار که گر بر تو رود بپسندی
 
هر بد که به خود نمی‌پسندی
با کس مکن ای برادر من
گر مادر خویش دوست داری
دشنام مده به مادر من 

 
ناصر خسرو هم سروده‌است:


بر کسی مپسند کز تو آن رسد
کَت نیاید خویشتن را آن پسند
آن گوی که طاقت جوابش داری
گندم نبری به خانه چون جو کاری


همچنین در گلستان سعدی آمده‌است:
- لقمان را گفتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان. هر آنچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز کردم.

 

 

The Golden Rule


The Golden Rule is the principle of treating others, as you want to be treated. It is a maxim that is found in many religions and cultures. It can be considered an ethic of reciprocity in some religions, although other religions treat it differently.

 
“Do not impose on others what you do not wish for yourself.” Confucius
 

 

Treat others, as you would like others to treat you (positive or directive form). Do not treat others in ways that you would not like to be treated (negative or prohibitive form) What you wish upon others, you wish upon yourself (empathic or responsive form) Wikipedia


The Golden Rule: 

As far back as I can remember the maxim or ethic of reciprocity, which is what we also call the Golden Rule, has been a topic of discussion in my household and in other social circles. What is so complicated about such a simple and straightforward bit of wisdom advice? Why do so many ignore it?  If we look at the many paths to spiritual growth, there is some version of this principle included in the guiding rules or dictates of every single one of them. Whether you believe in any of them is not entirely the focus here because the idea of wanting to be treated with dignity and respect is a universal human desire. This universal principle also applies to our planet and all life forms in it. It is easy to forget that when we live by the tenets of the Golden Rule, we must apply that belief to not just our human interactions but to all interactions including how we treat our earth, our planet, and all that sustains the world we inhabit.


Insights on Resistance: 

We all want to be treated well even as some of us dish out pain and suffering to others. We all want to be heard and understood yet, some give short shrift to the idea because they see it as idealistic and untenable. Another argument is that rules are arbitrary and force us to comply with situations that might not be within our capacity to honor and adopt. Some dismiss it as religious piety and a challenge for most humans to follow. Perhaps… but can we start with the basics? Why not just consider our humanity in all our interactions.


A Story:

“The Old Man and His Grandson” A Brothers Grimm fairy tale.  There was once a very old man, whose eyes had become dim, his ears dull of hearing, his knees trembled, and when he sat at table he could hardly hold the spoon, and spilled the broth upon the table-cloth or let it run out of his mouth. His son and his son’s wife were disgusted at this, so the old grandfather, at last, had to sit in the corner behind the stove, and they gave him his food in an earthenware bowl, and not even enough of it. And he used to look towards the table with his eyes full of tears. Once, too, his trembling hands could not hold the bowl, and it fell to the ground and broke. The young wife scolded him, but he said nothing and only sighed. Then they brought him a wooden bowl for a few halfpence, out of which he had to eat. They were once sitting thus when the little grandson of four years old began to gather together some bits of wood upon the ground. “What are you doing there?” asked the father. “I am making a little trough,” answered the child, “ for father and mother to eat out of when I am big.”
The man and his wife looked at each other for a while and presently began to cry. Then they took the old grandfather to the table, and henceforth always let him eat with them, and likewise said nothing if he did spill a little of anything.


 
“I’m raising three children. I’m teaching my kids what it means, the Golden Rule, to treat people like you want to be treated.Andrew Gillum
 
Listening to wise scriptures, austerity, sacrifice, respectful faith, social welfare, forgiveness, purity of intent, compassion, truth, and self-control—are the ten wealth of character (self). O king aim for these, may you be steadfast in these qualities. These are the basis of prosperity and rightful living… Hence, (keeping these in mind), by self-control and by making dharma (right conduct) your main focus, treat others as you treat yourself. Mahābhārata Shānti-Parva
 
How would you define the Golden Rule in your own words? I think our individual interpretation of the term would probably provide some insight into our own moral compass. Do you have difficulty formulating a version you can live with? Do you see it as a rule that applies to others but not necessarily to you? Have you added a set of terms and conditions wherein the Golden Rule kicks in only if certain conditions you value are met? If you are having trouble thinking about your version, here are a few to consider: Some well-regarded philosophers weighed in with their versions – Avoid doing what you would blame others for doing.” Thales “What you do not want to happen to you, do not do it yourself either.” Sextus the Pythagorean “Do not do to others that which angers you when they do it to you.” Isocrates. Do any of these ring a bell? I bet they do. When we act with disdain towards others, we are forgetting how maddening the same attitude will make us feel.


Do we all fall short? 

Of course! To err is human and to forgive is divine. I would add that to err is a vital and dynamic human quality because our errors teach us great life lessons. If you have never made a mistake or dropped the ball in your life, you need to chill out. The Golden Rule is not a strict, rigid dictate that sends us to into a dark hole. It is a guide on living and a reminder that our actions bear fruit. When we treat others with dignity and respect, the same is reflected back to us. Perfection is not required but some effort is necessary. There are times when we are so focused on our needs that we become irascible and inattentive. Being in the frame of mind where we give others their due requires not only self-awareness but also effort. If we remind ourselves about the way we like to be treated, we would be reminded that others would appreciate the same. Fair and equal treatment.
 

The Golden Rule By Allen Steble
Do to others What you would want done for you Help others That they may help you too. Feed those who are hungry So when you are hungry You also may be fed Clothe those who are naked So they may clothe you when you are helpless and cold Shed light where there is darkness So that light may prevail through your darkness Be cool Live by the golden rule Do to other What you want done for you.
 

“To keep the Golden Rule we must put ourselves in other people’s places, but to do that consists in and depends upon picturing ourselves in their places.” Harry Emerson Fosdick


Do to others what you want them to do to you. Matthew 7:12And as ye would that men should do to you, do ye to them likewise. Luke 6:31For all the law is fulfilled in one word, even in this; Thou shalt love thy neighbor as thyself. Galatians 5:14
 
Did you know that April 5th is Golden Rule Day?
It is a day to honor our planet, each other and ourselves. I bet most of you have never heard of this day and I wonder why it is not disseminated widely. Perhaps it has not gained the kind of celebrity-driven groundswell because it is a topic that some would rather avoid. How do we justify our excesses on a planet where so many have nothing? 

 


The Golden Rule by: Jim Yerman
In a world where we are so connected, we should look within our hearts And find the reason why, when we’re so close, we still so far apart.
I believe the answer is a simple one and will come as no surprise. For it’s been around since the dawn of man sitting right before our eyes.
If you look at most of the world’s religions, (I remember learning this in school). A basic lesson in all of them is some form of The Golden Rule.
Ah, but it’s not enough for the religions of the world, the Golden Rule to teach. Another thing I learned in school…we must practice what we preach.
We can point fingers as to the cause but we all shoulder part of the blame. For it is up to each of us to follow the rule and treat everyone the same.
Is it possible the answer is so simple or am I once again the fool?  For thinking, the world would be a better place if we all practiced the Golden Rule.
If it worked, if starting today we all practiced The Golden Rule  And the world became a better place…then I would gladly play the fool.
 

Positive Motivation Tip:  Treat others well and wish others well. All we do come back to us.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۸/۰۶/۰۱ساعت   توسط " مدیر وبلاگ " ... | 
 
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
Posts Title List - تیتر مطالب
درباره وبلاگ
همّت ز پی علم وهنر کن مصروف
تاآنکه شوی بفضل ودانش معروف

و آنگاه عمل به علم کن تا گردی
از زمرهء اهل دانش و اهل وقوف                  

پیوند ها
چهرهای ماندگار
گلچین اشعار ایرج میرزا
شعر نو
اطلاعات
شعر و خوشنويسي - 1
شعر و خوشنويسي -2
شعر و خوشنويسي - 3
شعر کهن
گنجور
مثنوی معنوی
دیوان حافظ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

Tehran