دوستان عزیز،  لطفآ نظر خود را در مورد متن مرقوم بفرمائید.

 

SURRENDER

“Always say ‘yes’ to the present moment … Surrender to what is.  Say ‘yes’ to life – and see how life starts suddenly to start working for you rather than against you.” Eckhart Tolle

 

The creative process is a process of surrender, not control. Julia Cameron

If we show people that fear is not actually the place that we have to surrender to, fear is not actually the thing that we have to answer to, but instead, it is going on and loving people. Lauren Daigle

At fifteen life had taught me undeniably that surrender, in its place, was as honorable as resistance, especially if one had no choice. Maya Angelou

 

What is Surrender? 

True surrender is not merely giving up, it is a powerful process built on trust, love and perseverance that begins within. Our life, our existence is built on a foundation of surrender. Every day, we wake up, perform our actions, and carry on our daily obligations without much thought about the energetic force that moves us forward throughout the day. We simply trust that all our faculties will function and meet us at the door of our experiences and … they do. We have surrendered to the process and that keeps us from endless worries. Surrender is an experience that shifts the spirit and can help us unpack the limits we place on ourselves … to surrender is to set ourselves free from limiting viewpoints and that is the focus of this post.

 

 


انسانهایی که خدا را قبول دارند سه دسته هستند:

دستهء اول کسانی که خدا را قبول دارند ولی خدائی خدا را قبول ندارند مانند شیطان که خدا را به عنوان خالق قبول داشت ولی تکلیفش و دستور خدا را انجام نداد یعنی از سجده بر انسان سر باز زد. (http://rendan2.blogfa.com/post/414) یعنی خدا را به عنوان ولی و مدیر قبول ندارند. بعضی از انسانها چنین است می گویند خدا را قبول دارند اما چه نیازی به دخالت خدا در امور زمینی است، نیازی نیست در روابطمان دین بیاید به ما بگوید که چه کار کنیم. مثل فرهنگ سکولاریسمی که  فرهنگ غالب در جهان است. خدا را قبول دارد، اما خدا را در کار دنیا دخالت نمیدهد. دلیل این سابقهء تاریخی مخلوط کردن امور دینی و سیاست (http://rendan2.blogfa.com/post/365) است که  مشکل ساز بوده است.

 

 

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها

مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل

تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس

پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی

یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

 

 

دستهء دوم کسانی هستند که خدا را قبول دارند مدیریت خدا را هم قبول دارند اینکه تقدیرات عالم هستی در دست خداست قبول دارند در عالم تکوین و تشریع مدیریت خدا بر جهان را قبول دارند، اما مشکل آنها این است که یک جاهائی با خدا درگیر میشوند. گاهی اوقات خدا مرگ را مقدر میکند اما دور و اطرافیانش یا خودش گاهی اوقات کفر میگویند. یک کسی در بیمارستان میگفت خدایا اگر مریض ما را شفا ندهی نه من نه تو، دیگر نماز و روزه و سایر عبادت را انجام نمیدهم. یکی در جوانی رو به قبله شد شخصی رفت ملاقاتش دید که دارد کفر میگوید - میگفت ظلمی که خدا به من کرده به هیچ کسی نکرده من بچه کوچک دارم خدا نباید مرا حالا بمیراند. یا کسانی هستند که بعضی از قوانین خدا را قبول ندارند مثلاً به دیه معترض هستند که چرا زن نصف مرد میگیرد البته این مسئله نه از روی نابرابری بین زن و مرد است بلکه از نظر نیروی کار است یعنی مرد مسئول تأمین معاش خانواده است و مرد نان آور است.

یا بعضی ها می گویند تا من نفهمم چرا واجبات را باید انجام داد - آنها را انجام نمیدهم. نباید برای خدا شرط بگذاری. یک کسی به امام رضا (ع) گفت من الان حمام بودم چرا وضو بگیرم امام رضا فرمود برای اینکه خداوند میخواهد بفهمد چقدر حرفش را گوش میکنی. ابن ابی افروغ شاگرد امام صادق(ع) به امام میگفت اگر شما بگوئید یک نیمهء این سیب حلال و نیمهء دیگر حرام است من میپذیرم .

 

 

دستهء سوم خدا و مدیریت خدا را قبول دارند و در هیچ جائی با خدا درگیر نمیشوند. خدا را به عنوان دانای مطلق و بی نهایت، دارای مطلق و بی نهایت، توانای مطلق و بی نهایت، و بخشنده مطلق و بی نهایت قبول دارند. اینکه کینه از کسی ندارد و اگر به کسی چیزی را نداد نه از باب نتوانستن، یا علم نداشتن یا کینه داشتن با او یا عدم دارایی است بلکه از روی دوست داشتنت بوده که به تو آن چیز را نداده است. برای مثال بچه ای از پدر و مادر خود چاقوی تیزی را می خواهد بگیرد پدر و مادر آن چاقو را به بچه نمی دهند. این از روی دوست داشتن بچه است نه از روی کینه و دوست نداشتن بچه. البته نباید خودمان تنبلی کنیم و بگوئیم خدایا فلان چیز را با ما بده و خودمان تلاش نکنیم.

دستهء سوم نه اینکه بلا و مشکلی نداشته باشند اتفاقاً مشکلاتشان بیشتر از مردم عادی است در زندگی مشکل دارند اما با زندگی مشکلی ندارند. حضرت موسی (ع) از خدا خواست که عابدترین بنده ات را به من نشان بده خداوند آدرس داد تا به فلان جا برود وقتی رفت یک آدم افلیج بیماری پوستی آنجا دید خداوند گفت اشتباه نیامده ای الان من بینائیش را هم از او میگیرم فرد نابینا شد ولی گفت خدایا تو را سپاس که به من همه چیز داده ای. موسی به او گفت من مستجاب الدعوه هستم از من چیزی بخواه  خدا به تو چی داده حتی چهره ات هم زشت است فرد جذامی گفت در این منطقه فقط من هستم که یکتا پرست هستم و این نعمت بزرگی است که خدا به من داده، حضرت موسی (ع) فهمید که عابدترین فرد را ملاقات کرده است.

گاهی اوقات خداوند صدها چیز به ما داده ولی نمی بینیم ولی یک چیز که به ما نداده یا از ما میگیرد به آن معترض میشویم. ولی آن کسانیکه که در بطن بلا شکر کنند آنها بندهء خالص خدا هستند. لذا راضی و خوش هستند.

  

تقدیر خدا نه اینکه قسمت ما هر چه هست که بر سر ما میآید و از روی جبر است - بلکه آدمی تقدیرش را با اعمال و رفتار خود رقم میزند. ولی باید در درجهء تسلیم و رضا باشد. یعنی تو کارت را بکن اما نتیجه ای که خدا برایت رقم میزند باورداشته باش که بهترین نتیجه است.  درجهء تسلیم و رضا باید بالا باشد. آخرین جملهء دعای ابوحمزه ثمالی این است که "خدایا کاری کن تو را دور نبینم و در هر لحظه تو را ناظر ببینم چنین ایمانی به ما بده یک باوری از تو میخواهم که هیچ تقدیری به من نمیرسد مگر اینکه تو مقدرش کرده باشی." حتی یک برگ بدون اذن خدا از درخت نمی افتد. شانسی چیزی در عالم نداریم همه چیز روی حساب و کتاب است. داستان یوسف را همه میدانید میگویند وقتی برادران یوسف او را به چاه انداختند اتفاقی کاروانی از آن منطقه میگذشت و اتفاقی برای کشیدن آب به سر آن چاه آمد و یوسف را بالا کشیدند او را که نوجوان زیبا روئی بود به عنوان برده برداشتند دربازار مصر اتفاقی عزیز مصر که بچه نداشت برای خریدن کنیزکی آمده بود اتفاقی یوسف را میبیند و اتفاقی .. اما خداوند میگوید ما یوسف را بالا بردیم علم تعبیر خواب به او دادیم و خدا مدیر تواناست.

اگر رفاقت با خدا پیدا کنیم دیدمان از عالم عوض میشود اینکه رفیقمان دارد این عالم را اداره میکند اگر چنین شد آنوقت شاکر و صابر و راضی به رضای خدا میشویم.

 


 

“If you surrender completely to the moments as they pass, you live more richly those moments.”Anne Morrow Lindbergh

Growth demands a temporary surrender of security. Gail Sheehy

 “It took me a while to learn the true meaning of patience and surrender, but I have finally accepted that healing doesn’t happen on our schedule. It doesn’t have a clock or a calendar.”Yolanda Hadid

It takes a childlike heart to feel the promptings of the Spirit, to surrender to those commands, and to obey. That is what it takes to be nourished by the good word of Creator. Henry B. Eyring


Surrender to life itself and you will just be rewarded with so many things. Moreover, I have been rewarded so many times, in so many mysterious ways. Therefore, I have no reason to be disappointed with anything. Jason Mraz

 

 

 

ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست

با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست

حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود

یا از دهان آن که شنید از دهان دوست

ای یار آشنا علم کاروان کجاست

تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست

گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار

ما سر فدای پای رسالت رسان دوست

دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت

دستم نمی‌رسد که بگیرم عنان دوست

رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید

رحمت کند مگر دل نامهربان دوست

گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد

تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست

گر آستین دوست بیفتد به دست من

چندان که زنده‌ام سر من و آستان دوست

بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در

الا شهید عشق به تیر از کمان دوست

بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد

وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست

 

بعضی مطالب درک و تعمیم آنها ساده نیست. انسان دارای عواطف و احساسات شخصی است.  گاهی مشکلات زندگی بقدری سنگین است که با آنها کنار آمدن خارج از تحمل فردیست و به امداد جمعی نیاز دارد.

 

دستمو بالا گرفتم ...

شوق تسلیم تو بودن

لحظه لحظه تو تنم بود

بهترین تصویر عمرم

عکس زانو زدنم بود ...

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۱۰/۰۸ساعت   توسط " مدیر وبلاگ " ... | 
 
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
Posts Title List - تیتر مطالب
درباره وبلاگ
همّت ز پی علم وهنر کن مصروف
تاآنکه شوی بفضل ودانش معروف

و آنگاه عمل به علم کن تا گردی
از زمرهء اهل دانش و اهل وقوف                  

پیوند ها
چهرهای ماندگار
گلچین اشعار ایرج میرزا
شعر نو
اطلاعات
شعر و خوشنويسي - 1
شعر و خوشنويسي -2
شعر و خوشنويسي - 3
شعر کهن
گنجور
مثنوی معنوی
دیوان حافظ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

Tehran